غلامعلى صفايى

248

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

گفته است : صحيح است در اين آيه كه « ربّما » داخل بر فعل مضارع شود - با آنكه اصل اين است كه داخل بر فعل ماضى شود - زيرا فعل مستقبل هرچند در نزد ما معلوم و مشخص نيست لكن در نزد خدا كه علم حضورى على الأبد دارد معلوم بوده و در حكم ماضى است . و يا مىتوان اين گونه گفت كه چون آرزوى كفار به اسلام داشتن در روز قيامت حتمى است پس اين فعل مضارع در حكم فعل ماضى است . بنابراين اصل اين است كه در اين موارد هرچند زمان تحقق آن آينده است لكن فعل به جهت محقق الوقوع بودن آن به شكل ماضى آورده مىشود ، مانند آيهء شريفهء : نُفِخَ فِي الصُّورِ ( الكهف / 99 ) . لكن در بعضى از مواقع متكلم قصد مىكند كه يك مطلب محقق الوقوع حتمى كه يا واقعا در زمان ماضى واقع شده يا در حكم وقوع آن در ماضى است ، مجازا به صورت حكايت در زمان حال بيان كند ، لذا آن را مانند همين آيهء شريفه به صورت فعل مضارع بيان مىكند . با توجه به اين مطلب كه گفته شده كه « ربّما » در اين آيه هرچند داخل بر فعل مضارع شده لكن درواقع اين فعل در حكم ماضى است كه به صورت حال بيان گرديده است است ، مشخص مىشود كه اين فعل هرچند لفظا مضارع است لكن واقعا ماضى است كه بنابراين نظريه باز « ربّما » بر فعل ماضى داخل شده است . و لا يمتنع دخولها : بعد از آن كه گفته شد « ربّما » كثيرا بر جملهء ماضويه داخل مىشود ، در اينجا ذكر اين نكته لازم است كه دخول « ربّما » بر جمله اسميه ممتنع نيست به خلاف نظريهء ابو على فارسى كه مىگويد ممتنع است و به همين جهت شعرى را كه ديگران براى استدلال بر دخول « ربّما » بر جمله اسميه به آن تمسك كردند تأويل مىبرد ، آن شعر يكى از ابيات أبي دؤاد از شعراى جاهلى است كه در بيان منازل قوم خود در عراق مىباشد : « ربّما الجامل المؤبّل فيهم * و عناجيج بينهنّ المهار » « 1 » ابو على فارسى مىگويد : « ما » كافه نبوده و بلكه « ما » نكره موصوفه به معناى

--> ( 1 ) - ر . ك ، ترجمه و شرح مغني الأديب : 2 / 156 .